چرا بعضی آدمها جلوی دوربین طبیعی نیستند؟
تقریباً همه این جمله را شنیدهاند:
«من جلوی دوربین خوب نمیافتم.»
بعضیها تا دوربین را میبینند، حالت صورتشان عوض میشود.
دستها را نمیدانند کجا بگذارند.
لبخند مصنوعی میشود.
بدن خشک میشود.
و نتیجه عکسی است که خودِ واقعی آدم را نشان نمیدهد.
اما مشکل همیشه از سوژه نیست.
خیلی وقتها مشکل از فضایی است که عکاس ساخته.
وقتی کسی احساس کند تحت قضاوت است، طبیعی بودن سخت میشود.
دوربین برای خیلیها شبیه یک نگاه خیره است؛
نگاهی که قرار است آنها را بررسی کند.
برای همین، اولین وظیفه عکاس فقط تنظیم نور یا کادر نیست.
ساختن حس امنیت است.
بعضی عکاسها از همان ثانیه اول شروع میکنند به دستور دادن:
سرت را بچرخان
دستت را بگذار اینجا
نخند
بخند
نگاه نکن
نگاه کن
نتیجه؟
سوژه بیشتر استرس میگیرد و بیشتر از خودش دور میشود.
عکس خوب زمانی شکل میگیرد که آدم مقابل دوربین فراموش کند دارد عکاسی میشود.
برای همین ارتباط انسانی اهمیت زیادی دارد.
صحبت کردن، شوخی ساده، ایجاد آرامش، حتی چند دقیقه بدون عکاسی.
وقتی فضا طبیعی شود، چهره هم طبیعی میشود.
موضوع دیگر این است که بیشتر آدمها نمیدانند با بدنشان چه کنند.
وقتی بدن بدون حرکت بماند، تنش دیده میشود.
برای همین ژستهای خیلی خشک معمولاً مصنوعی به نظر میرسند.
حرکت کوچک کمک میکند.
راه رفتن آرام
نگاه کردن به اطراف
کار سادهای با دستها
لمس لباس یا مو
بدن وقتی درگیر حرکت باشد، طبیعیتر رفتار میکند.
نور هم تأثیر روانی دارد.
نور تند مستقیم میتواند حس بازجویی ایجاد کند.
اما نور نرم، فضای راحتتری میسازد.
گاهی فقط تغییر نور باعث میشود سوژه آرامتر شود.
نکته مهم دیگر این است که همه آدمها «مدل» نیستند و قرار هم نیست باشند.
بعضی چهرهها وقتی میخندند زنده میشوند.
بعضی وقتی ساکتاند جذابترند.
بعضی در حرکت بهتر دیده میشوند، بعضی در سکون.
عکاس خوب سعی نمیکند همه را شبیه هم عکاسی کند.
بلکه شخصیت هر فرد را پیدا میکند.
یکی از اشتباههای رایج این است که عکاس فقط به ظاهر فکر میکند، نه احساس.
در حالی که مخاطب قبل از زیبایی، حس را میبیند.
اگر نگاه واقعی باشد، حتی یک عکس ساده هم اثر میگذارد.
گاهی بهترین عکسها بین ژستها گرفته میشوند.
لحظهای که سوژه فکر میکند عکاسی تمام شده.
همانجا نقاب کوتاه کنار میرود و آدم واقعی دیده میشود.
شاید برای همین است که بعضی پرترهها زندهاند و بعضی فقط «درست» هستند.
عکاسی پرتره فقط ثبت چهره نیست.
ثبت آرامش، اضطراب، اعتماد یا حتی سکوت یک انسان است.
و شاید مهمترین مهارت یک عکاس پرتره این نباشد که نور را خوب بشناسد؛
بلکه این باشد که کاری کند آدمها کنار او خودشان باشند.

دیدگاه خود را بنویسید