هانری کارتیه برسون در سال ۱۹۰۸ در شهر شانتلو در فرانسه متولد شد. او در آغاز مسیر هنری خود به نقاشی روی آورد، اما در حدود سال ۱۹۳۰ به طور جدی به عکاسی علاقهمند شد. چند سال بعد، در سال ۱۹۳۶، وارد دنیای سینما شد و به عنوان دستیار ژان رنوار، کارگردان برجسته فرانسوی، فعالیت کرد. برسون در ساخت فیلمهایی مانند «گردش در صحرا» و «قاعدهی بازی» با رنوار همکاری داشت. همچنین فیلم مستندی درباره جنگ داخلی اسپانیا ساخت که نشان میدهد نگاه او به رویدادهای اجتماعی و تاریخی از همان ابتدا جدی و عمیق بوده است.
شهرت جهانی کارتیه برسون در مقام عکاس با انتشار کتاب «تصاویر آنی» در سال ۱۹۵۲ تثبیت شد. چند سال بعد، در ۱۹۵۵، کتاب «اروپاییان» از او منتشر شد و آثارش در عمارت مارسان موزه لوور به نمایش درآمد. در همان سالها کتابهایی مانند «مسکو» و «از چینی به چین دیگر» نیز منتشر کرد. در جریان جنگ جهانی دوم، برسون مدتی به اسارت درآمد، اما موفق شد فرار کند و به نیروهای مقاومت فرانسه بپیوندد. پس از پایان جنگ، او یکی از بنیانگذاران آژانس مشهور «مگنوم فوتوز» شد؛ نهادی که نقش مهمی در شکلگیری عکاسی مستند و خبری مدرن داشت.
کارتیه برسون عکاسی بود که بیش از هر چیز به انسان و تجربههای انسانی توجه داشت. در عکسهای او نه تنها رویدادها، بلکه روح و حالت درونی انسانها دیده میشود. او معتقد بود در دل هر رویداد لحظهای کوتاه وجود دارد که در آن فرم، حرکت و معنا به تعادلی کامل میرسند؛ لحظهای که او آن را «لحظهی قطعی» مینامید. به گفتهی خودش: «ضرباهنگ ساختاری شکلها توسط خود رویدادها ایجاد میشود و عکاسی که با این ضرباهنگ هماهنگ شود، میتواند لحظهی قطعی را کشف کند؛ لحظهای که شکل و موضوع کاملاً با هم هماهنگ شدهاند.»
برسون را معمولاً به عنوان یکی از چهرههای اصلی عکاسی ژورنالیستی میشناسند. او با نگاه تازه و شیوهی متفاوت خود، قالبهای رایج عکاسی خبری را دگرگون کرد. ظهور دوربینهای سبک، تأثیر اندیشههای سوررئالیستی و توجه به ثبت لحظههای زنده زندگی روزمره، از عواملی بودند که به آزاد شدن عکاسی مطبوعاتی از محدودیتهای پیشین کمک کردند؛ و برسون در این تحول نقش مهمی داشت.
نخستین عکسهای او در مجله مصور فرانسوی «وو» منتشر شد. در این دوران از راهنماییهای عکاس برجسته آندره کرتس بهره برد و با الهام از او توانست در اوایل دهه ۱۹۳۰ به یکی از مهمترین عکاسان مطبوعاتی فرانسه تبدیل شود.
در طول فعالیت هنریاش، کارتیه برسون تصاویر ماندگاری از کشورهای مختلف ثبت کرد. یکی از مهمترین دستاوردهای او ارائه تصویری تازه از جامعه فرانسه و همچنین ثبت وضعیت مردم اروپا در سالهای پس از جنگ بود. عکسهای او نشان میدهند که حتی در دل سختترین شرایط نیز زندگی و امید جریان دارد.
این هنرمند بزرگ سرانجام در سوم اوت سال ۲۰۰۴ در جنوب فرانسه درگذشت.

یکی از عکسهای مشهور او با یک دوربین ساده لایکا و لنز ۳۵ میلیمتری ثبت شده است. این عکس در دسامبر ۱۹۴۸ در شانگهای چین گرفته شد؛ زمانی که مجله تایم برسون را برای ثبت تحولات سیاسی چین به آنجا فرستاده بود. در آن دوره ارزش پول کاغذی سقوط کرده بود و دولت ناسیونالیست تصمیم گرفت به جای پول، به هر فرد حدود ۴۰ گرم طلا پرداخت کند. همین تصمیم باعث ایجاد صفهای طولانی و ازدحام شدید مردم شد؛ ازدحامی که حتی در برخی موارد به مرگ افراد بر اثر خفگی انجامید.
ترکیببندی این عکس بسیار حسابشده است. تصویر به واسطهی سه نوع بافت متفاوت به سه بخش تقسیم میشود: در قسمت بالایی دیوارهایی با بافت چوبی دیده میشود، در میانه تودهای متراکم از انسانها که با تکرار چهرهها و بدنها بافتی زنده ایجاد کردهاند، و در پایین سنگفرش زمین. این تقسیمبندی باعث شکلگیری حرکتی مثلثی در تصویر شده که توسط جمعیت شکل میگیرد و بیشترین بخش کادر را به خود اختصاص میدهد.
در نگاه اول، عکس ممکن است ساده به نظر برسد؛ اما هرچه بیشتر به آن نگاه کنیم، جزئیات تازهای آشکار میشود. نگاه بیننده میان چهرهها و حرکات مختلف سرگردان میشود و نوعی گردش بصری در تصویر شکل میگیرد. هر بار که چشم به نقطهای میرسد، حرکت یا چهرهای دیگر آن را دوباره به درون تصویر بازمیگرداند.
یکی از ویژگیهای مهم آثار برسون باز بودن معنایی آنهاست. عکسهای او داستان مشخص و از پیش تعیینشدهای را تحمیل نمیکنند؛ بلکه این فرصت را به بیننده میدهند که روایت خود را از تصویر بسازد. در این عکس نیز چهرههای مختلف هرکدام حال و هوایی متفاوت دارند. در پیشزمینه، مردی دیده میشود که فشار جمعیت را تحمل میکند و حرکت سر او نگاه ما را به درون کادر هدایت میکند. در میان جمعیت زنان نیز حضور دارند و همراه با دیگران برای به دست آوردن فرصتی برای ادامه زندگی تلاش میکنند. در میان این چهرهها مردی با لباس مرتب و ظاهری آراسته دیده میشود که لبخندی عجیب بر لب دارد؛ لبخندی که در تضاد با فضای پرتنش عکس قرار گرفته و توجه بیننده را به خود جلب میکند.
این تصویر را میتوان «لحظهای قطعی از یک ملت» دانست؛ لحظهای که وضعیت مردمی را نشان میدهد که در میان آشفتگیهای سیاسی و اقتصادی همچنان برای ادامه زندگی تلاش میکنند. تجربههای شخصی کارتیه برسون در جنگ، اسارت و مشاهده نزدیک زندگی مردم، به او این توانایی را داده بود که چنین لحظههایی را با حساسیتی عمیق ثبت کند.
او جایی گفته است:
«ما تماشاگران منفعل دنیایی هستیم که مدام در حال حرکت است. در حقیقت تنها لحظهی آفرینندگی ما همان کسری از ثانیهای است که شاتر دوربین را فشار میدهیم.»

دیدگاه خود را بنویسید